X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

فیزیک ذهن
معرفی و تشریح رشته ای جدید به نام فیزیک ذهن
مکانیک کوانتمی می تواند تفاوت های عملکرد ذرات را در ابعاد میکروسکوپی و ماکروسکوپی تشریح نماید. رفتار ذرات در ابعاد میکروسکوپی بسیار متفاوت از همین رفتار برای ذرات ماکروسکوپی می باشد و این موضوع با استفاده از قوانین مکانیک کوانتم در خصوص انرژی های ناپیوسته و گسستگی های موجود در توزیع انرژی در ابعاد گوناگون به دست می آید اما آیا با کوچکتر شدن ذرات به ابعاد بی نهایت کوچک و غیرقابل تصور این قوانین کارآمد می باشند. در ابعاد بسیار کوچکتر از نانو مکانیک کوانتمی نیز نمی تواند به تشریح حرکت ذرات بپردازد و در این زمینه ما باید دست به ایجاد مکانیک جدیدی بزنیم و تفاوت ها در این ابعاد بسیار شگفت انگیزتر خواهد بود و بخشی از فعالیت فیزیکدان  ها در جهت گسترش مکانیک کوانتم در خصوص همین موارد بوده است و دانشمندان در تلاش هستند با ایجاد نظریات جدید در مکانیک کوانتم همپوشانی لازم را در خصوص  رفتارذرات بی نهایت کوچک را  به وجود آورند و نظریات جدید به دنبال یک راهکار عمومی برای تشریح مکانیسم های طیف وسیعتری از ذرات می باشند.
ذرات در ابعاد بسیار کوچکتر از نانو به ساختارهایی نزدیک می شوند که گسستگی فضا و زمان را به بهترین شکل درک می نمایند و این ساختارها می توانند در کاربرد انرژی و اثرات انرژی بر آنها بسیار متفاوت تر از ذرات بزرگتر از خود نشان دهند. به عنوان مثال ذرات فوتون می توانند انرژی لازم برای حرکت در یک مسیر بینهایت بزرگ را از فضای موجود در اطراف خود دریافت نمایند و با توجه به همگنی نسبی در این گسستگی داری سرعت ثابت در طول این مسیر می شوند . در این حالت اگر ما با استفاده از شرایط محیطی بر روی فوتون ها اثر گذار شویم و سرعت نور را با استفاده از مکانیسم های موجود در محیط کم نماییم مجددا با برداشتن شرایط نور به سرعت قبلی باز می گردد و این موضوع نشان می دهد که فوتون ها انرژی خود را تنها از محیط دریافت می کنند و این موضوع با توجه به توانایی آنها جهت دریافت این انرژی از فضا قابل توضیح می باشد.
از دیگر ویژگی های ذرات بسیار کوچکتر از نانو تعامل آنها با ذرات کوچکتر از خود و نیز ذرات نیمه مادی می باشند و این عکس العمل ها به همین ترتیب تا ذرات نیمه غیرمادی و ذرات غیرمادی ادامه می یابد. نکته قابل توجه در این خصوص اثرپذیری ذرات بزرگتر از ذرات کوچکتر به صورت های گوناگون می باشد در این فضا به دلیل تاثیر فضای مادی بر ذرات بسیار کوچک مسیرهای حرکتی می تواند از طریق ذرات کوچکتر به ذرات بزرگتر القا شود این گونه القا شدن در ابعاد ماکروسکپی نیز می تواند اتفاق بیافتد ولی اثرات آن در ابعاد بسیار کوچکتر بیشتر و اثرات دائمی می باشد به نحوی که حرکت ذرات بزرگتر تنها در مسیرهایی صورت می گیرد که ذرات کوچکتر مشخص می نمایند. این موضوع به صورت متوالی در ذرات بسیار کوچک ادامه می یابد تا اینکه در مواجه با ذرات نیمه مادی این اثرات می توانند با توجه به تغییرات موجود در فضای مادی و غیرمادی به ایجاد نیروهای لازم برای حرکت در ابعاد بزرگتر کمک نمایند. یکی از موضوعات مهم در ارتباط با این ذرات بحث زمان می باشد. گسستگی زمان در لایه های مادی و غیرمادی رخ می دهد زیرا بین گذشت زمان در لایه های مادی و غیرمادی تفاوت بسیار زیادی بوده و این موضوع باعث تعامل ذراتی می شود که در زمان های مختلفی حرکت می نمایند و خود می تواند باعث بروز ویژگی هایی شود که یکی از انها را در بحث تفکر و حافظه در مغز انسان مورد مطالعه قرار دادیم. در بحث حافظه و محاسبات ذهن و نیز تصورات به موارد بیشماری برمی خوریم که تنها با موضوع گسستگی زمان در ابعاد نانو می توان به توضیح آن پرداخت.
تعامل ذرات مادی و غیرمادی تنها می تواند در سطوح بسیار بسیار کوچکتر از نانو صورت گیرد و ذهن انسان در این خصوص می تواند مکانیسم لازم برای این ارتباط را از طریق سلول های خود فراهم نماید و اثرات این انتقالات را به صورت مکانیسم های مادی برای ایجاد درک ما و نیز تصورات و محاسبات ذهنی فراهم می آورد.
یکی از موضوعات مهم در خصوص نحوه حرکت ذرات بنیادی در ارتباط این حرکت ها با حرکت ذرات کوچکتر از آنها می باشد. نحوه تعامل در حرکت ذرات به کوچکی آنها بستگی دارد یعنی هر چه ذرات کوچکتر باشند حرکت آنها استقلال بیشتری نسبت به ذرات دیگر داشته و از محیط اطراف اثرپذیری داشته و نیروی لازم را از تعامل با فضای کوانتمی اطراف خود به دست می آورند و هر چه ذرات بزرگتر باشند تاثیرپذیری آنها از فضا کمتر و حرکت آنها تحت تاثیر نیروی وارد از ذرات دیگر می باشد.
با توجه به همین اصل می توان گفت ذرات ذرات بسیار بنیادی حرکات پیچیده تری را داشته و شناخت آنها نیز مشکل تر می باشد زیرا این ذرات علاوه بر تاثیر از فضای اطراف برای حرکت خود تا حدودی نیز تحت تاثیر ذرات کوچک تر از خود حرکت می نمایند. اما موضوع مهم در برخی از حرکات هوشمندانه در سطوح اتمی می باشد که چگونه این حرکات می توانند به پایداری بیشتر هسته و اتم کمک نمایند. حرکات ذرات کوچکتر بیشتر متاثر از فضا می باشد و در نتیجه بیشتر متاثر از ذرات غیرمادی است و این موضوع سبب می شود که هر چه ذرات کوچکتر باشند خواص فضایی آنها نسبت به خواص مادی انها جرم و حجم بسیار قابل توجه می باشد تا جایی که به بخشی از فضای موجود در اطراف ما تبدیل می شوند و ما به اشتباه آنها را بخشی از فضا در نظر می گیریم در صورتی که خود فضا و ویژگی های ان چیز دیگری است. با این شرایط ذرات بسیار بنیادی تاثیرات خود را بر ذرات بزرگتر از طریق حرکات خود منتقل می نمایند .
این موضوع نشان می دهد که تاثیرات ذرات غیرمادی بر رفتار ذرات مادی بسیار زیاد خواهد بود و یکی از این اثرات نیز بحث درک فضا و زمان می باشد . درک گذر زمان تنها از تاثیرات ذرات غیرمادی بنیادی بر ذرات مادی بنیادی ایجاد خواهد گردید. برای اثبات وجود زمان و درک گذر آن ما به یک ناحیه کاملا مشخص و گسسته در زمان نیاز خواهیم داشت تا بتوانیم به مقایسه این دو زمان با یکدیگر به درک گذر زمان برسیم. به عنوان مثال شما داخل یک وسیله نقلیه نشسته اید زمانی می توانید حرکت این وسیله را احساس نمایید که با نگاه به اشیاء اطراف وسیله دور یا نزدیک شده به انها را احساس نمایید اگر تمام وسایل اطراف شما با حرکت شما به همان سرعت به حرکت دربیایند شما نمی توانید حرکت خود را حس کنید . این موضوع در مورد زمان نیز صادق می باشد شما گذر زمان را تنها زمانی می توانید احساس کنید که عنصری در وجود شما وجود داشته باشد که با زمان کندتر یا تندتر نسبت به زمانی که شما درک می کنید بگذرد و شما با مقایسه با آن به درک سرعت گذشت زمان برسید. در صورتی که این عنصر وجود نداشته باشد احساس سکون به وجود می آید و گذر زمان نیز معنی خود را از دست می دهد.
بنابراین می توان گفت وجود ذرات غیرمادی با توجه به اثرات موجود در آنها در فضا و زمان انکار ناپذیر است و بدون بررسی عملکرد آنها نمی توان به بسیاری از سوالات موجود پاسخ گفت.
[ سه‌شنبه 22 شهریور‌ماه سال 1390 ] [ 09:53 ب.ظ ] [ جلال ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 318168