X
تبلیغات
نماشا
رایتل

فیزیک ذهن
معرفی و تشریح رشته ای جدید به نام فیزیک ذهن

میلیاردها نورون در مغز انسان وجود دارند که هر نورون با هزاران نورون دیگر در ارتباط می باشد. این نورون ها مانند رشته های سیم بسیار نازک عمل می نمایند و با عبور جریان ضعیف الکتریکی از خود یک شار الکترومغناطیسی را در اطراف خود به وجود می آورند این شار از طریق فعالیت های شیمیایی درون سلول ها با استفاده از جذب و دفع یون های سدیم و پتاسیم صورت می گیرد. در این حالت سیگنال های الکتریکی می توانند در اطراف خود شارهای الکترومغناطیسی ایجاد نمایند که این شارها در صورت تغییر میزان سیگنال های ارسالی و دریافتی تغییر می یابند و همان طور که از فیزیک مغناطیس می دانیم تغییر شار الکترومغناطیسی باعث ایجاد جریان الکتریکی می شود. بنابراین در سلول های اطراف محل عبور سیگنال یک جریان معکوس شکل می گیرد و این جریان نیز به نوبه خود می تواند به وسیله سلول تغییر داده شود و در اطراف خود جریان مستقل معکوسی شکل گیرد بنابراین در یک حالت کلی تغییر شار مغناطیسی محدوده وسیعتری از مغز را تحت تاثیر قرار می دهد و به همین علت است که در بررسی های صورت گرفته در خصوص فعالیت های مغز همواره یک ناحیه درگیر می باشد نه یک رشته نورون و یا دسته نورون های خاص.

یکی از دلایل این امر مکانیسم مغز در استفاده از این تغییرات شار و جریانات معکوس و متوالی می باشد. یک تفکر خاص شامل یک جریان مستقیم اصلی است که این جریان در محدوده وسیعتری در اطراف خود دارای جریانات ضعیفتر و متفاوت تری می باشد که به شدت به تغییرات شار جریان اصلی وابسته می باشند. هر نوع تغییر در جریان اصلی تفکر مورد نظر می تواند جریانات ضعیفتری را در میلیون ها نورون دیگر فعال نماید که این جریانات تابع پیچیده ای از جریان اصلی این تفکر می باشند که با توجه به دوری و نزدیکی به جریان اصلی و نیز سیستم فعال نورون ها در تولید سیگنال مجدد تحت تاثیر قرار می گیرد.

با توجه به این موضوع ذهن می تواند از یک سیگنال اصلی میلیون ها سیگنال تولید نماید که این سیگنال ها خود دوباره می توانندسیگنال های جدیدی به وجود آورند و تولید هر سیگنال و نوع آن به شدت تابعی از تغییرات سیگنال های دیگر می باشد. به این صورت که هر نوع تغییر در سیگنال های کناری می تواند بر شدت و نوع سیگنال های تولید شده تاثیر گذار باشد و یا موجب تضعیف یک نوع سیگنال شود و یا باعث تقویت سیگنال خاصی شود.

در این خصوص می توان گفت که یک تفکر خالص وجود ندارد زیرا هر تفکر در ذهن به سرعت تجزیه شده و میلیون ها سیگنال قوی و ضعیف را به وجود می آورد و هر سیگنال به همراه خود مفاهیم جدیدی را به وجود می آورد. برای خالص سازی یک تفکر باید از بروز سیگنال های مزاحم جلوژیری به عمل آورد و یکی از این روش ها تمرکز بر روی یک موضوع بسیار اختصاصی می باشد زیرا این موضوعات می توانند سیگنال های ثابتی را ایجاد نمایند و اهمیت پایداری یک سیگنال ثابت بسیار مهم می باشد زیرا چنین سیگنالی باعث ایجاد خاموشی در نورون های کناری خود می شود و در اصطلاح با تغییر شار مغناطیسی خود آنها را بیدار نمی کند. این موضوع سبب می شود که یک تفکر خالص به وقوع بپیوندد و پیوندهای آن با موضوعات دیگر خاموش بماند. هر چند که این موضوع به خودی خود چندان مفید نمی باشد ولی برای ایجاد تمرکز لازم است. تمرکز زمانی رخ می دهد که ما با کمترین تغییرات سیگنالی مواجه باشیم و این موضوع باعث می شود که نواحی کمتری از نورون ها فعال شده و ما از یک تفکر محدود به نتیجه گیری بهتری دست یابیم تا این که نواحی دورتر از نقطه اصلی را فعال نماییم و نتایج گیج کننده و پیچیده تری ذهن مارا با خود درگیر نمایند. هر چه محدوده روشن شده نورون ها به علت تغییر شار کوچکتر و نزدیکتر به سیگنال اصلی باشند نتایج به دست آمده از نزدیک ترین نورون ها به سیگنال اصلی به دست می آیند پیچیدگی کمتری داشته و مغز در درک واقعیت بهتر می تواند از آنها استفاده نمایند. در صورتی که به دلیل تغییرات شدید شار در بخش اصلی نورون ها دورتر روشن شوند این امکان وجود دارد که ما به درک پیچیده تری از یک مفهوم برسیم ولی ارتباط دادن این موضوعات با موضوع اصلی بسیار سخت می باشد و به مغز در درک واقعیت کمک نمی نماید. افرادی که قوه تخیل بسیار قوی دارند مغز آنها می تواند در یک مفهوم مشخص نورون های بیشتری را روشن کرده و نورون های دور تر از سیگنال اصلی در ایجاد تفکرات تخیل بسیار مفید می باشند. بنابراین ذهن همان چیزی را می بیند که واقعیت دارد و از تداخل سیگنال های مختلف به وجود می آید که عامل تمامی آنها می تواند یک موضوع کاملا واقعی باشد. ذهن تنها موتوری است که این سیگنال ها را با یکدیگر تداخل می دهد و خود نمی تواند مشخص کند که کدام سیگنال اولویت بکارگیری را در یک مفهوم خاص دارد ذهن با تداخل های به وجود آمده برخی جریانات را تضعیف و برخی را تقویت می نماید و این عمل را در محدوده های خاصی از مغز انجام می دهد.

مفهوم برخی از اشیاء در ذهن ما تداعی کننده یک موضوع خاص می باشد چگونه این اتفاق می افتد. تمرکز بر مفهوم آن شیء سیگنالی را تولید می کند که این سیگنال متغییر است زیرا ما این شیء را در زمان ها و مکان های مختلف دیده ایم یا شنیده ایم این موضوع سبب تغییرات پی در پی در سیگنال تولیدی و در پی آن تغییرات شار مغناطیسی در اطراف این سیگنال می شود و این موضوع سبب تولید سیگنال در نورون های کناری می شود و این موضوع تا آنجایی ادامه می یابد و میلیون ها نورون را با خود درگیر می نماید که به یک تفکر خالص برسیم در این حالت ما یک جریان باثبات تری داشته و می توانیم سیگنال و شار ثابتی را به وجود بیاوریم. در این حالت ممکن است تفکراتی وجود داشته باشند که ناشی از تفکر اصلی ما که همان شیء مورد نظر است باشند ولی خود بسیار ترکیبی باشند که ناشی از نوع تفکر می باشد یعنی برخی از مفاهیم می توانند از یک مفهوم دیگر گرفته شده باشند ولی از خود آن مفهوم اصلی برای ما پیچیده تر و متغیر تر باشند و این موضوع سبب افزایش ناگهانی شار متغیری در نورون های کناری می شود که باعث تضعیف جریان اصلی می شود. به همین دلیل است که در بسیاری از اوقات تفکرات اصلی به حاشیه رانده می شوند و تصور یکی شیء می تواند ما را به سوی مفاهیم دیگر سوق دهد.


اما این موضوع نیز ممکن است اتفاق بیافتد که تصور یک شیء ما را به مفاهیمی برساند که ما هیچ زمینه ای از آن در ذهن خود نداریم. این موضوعی است که می تواند ناشی از آنالیز شیء در ذهن ما باشد موتور ذهن مفهوم مورد نظر را به سیگنال های مختلف در شبکه نورون ها تبدیل می نماید و این سیگنال ها با تداخلات مختلف در خود و در سیژنال اصلی مفاهیم جدیدی را می سازند که به ماهیت ذهن ما و شیء مورد نظر بستگی دارد. بنابراین ذهن انسان می تواند مفاهیمی را تولید کند که سابقه ای از آن در خود ندارد و موضوع مهم این است که ذهن تجربیات خود را از یک مفهوم خاص می تواند به وجود آورد و تا مدت ها سیگنال ها در ذهن جریان پیدا می کنند و اثرات آن به صورت سیگنال های بسیار ضعیف می تواند وجود داشته باشد و موضوع بسیار مهم این است که این تفکرات ذخیره شده می توانند بر تفکرات جدید تاثیر گذار باشند و تفکرات جدید نیز به همین ترتیب می توانند آنها را کمرنگ یا تقویت نمایند. بنابراین مفاهیم در ذهن انسان شالوده ای تفکرات قدیمی و موثر در ذهن و نیز ماهیت تفکر جدید می باشند و برداشت ما از یک مفهوم جدید بیش تر به مفاهیم گذشته در ذهن ما بستگی خواهد داشت.

[ جمعه 8 مهر‌ماه سال 1390 ] [ 07:22 ب.ظ ] [ جلال ] [ نظرات (6) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 318168